کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم

کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم
من زنده‌ام و زندگی ارزشِ رفتن دارد ...
آن قدر می‌روم تا صدای پاشنه‌هایم
گوش ناامیدی را کر کند !

خوب میدانم که گاه کفشها،
پاهایم را میزند،
می‌فشرد و به درد می‌آورد
اما من همچنان خواهم رفت
زیرا زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد ...

ماندن در کار نیست!
گذشته‌های دردناک را رها میکنم و به آینده نامعلوم،
نمی‌اندیشم!
ولی این را میدانم ،
آینده با گذشته یکسان نخواهد بود !

زندگی نه ماندن است نه رسیدن
زندگی به سادگی رفتن است
به همین راحتی ،
زندگی چقدر آسان است .
دیدگاه ها (۳)

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

کفشهایم را میپوشم و قدم میزنممن زنده ام و زندگی ارزش رفتن دا...

کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنممن زنده‌ام و زندگی ارز...

کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنممن زنده‌ام و زندگی ارز...

* ♥ کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم*من زنده ام و زندگ...

* ♥ کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم*من زنده ام و زندگ...

* ♥ کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم*من زنده ام و زندگ...

کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنممن زنده ام و زندگیارزش...

کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنممن زنده ام و زندگیارزش...

* کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم*من زنده ام و زندگیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط