‏من از لطافت صبح

‏من از لطافت صبح
من از طراوت نور
من از نوازش آن مهربان
چنان سرمست
که گاه، درهمه آفاق
می‌گشودم بال؛ که مست
برهمه افلاک، می‌فشاندم دست..

#فریدون‌مشیری
#صبح‌پاییزیتون‌روحنواز🍁
دیدگاه ها (۵)

رفتن ِ#تو،اصلےترین بحران؛#تو رفتہ‌اےو بحران ِنوشیدنِ چاے،بے ...

یڪ دست در جیبِ چپ،دستِ دیگر در جیبِ راست؛این اندوه ِآشـنا، ...

و اینجا صبحاز ساحت مقدس لبخندهای توثانیه می شمارد!کسی آن سوی...

از هلهله ی ناب نمانی سر صبح...در رخوت مرداب نمانی سر صبح...ک...

پس از ساعتی که بگذشت ؛ آنگاه که پرتو های آتش و نور و چراغ به...

تکاپو پارت 54: ویلای جدیدمون! 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍نورِ ملایمِ صبحگاهی ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط