چنان از عشق مایوسم, چنان درگیر کابوسم

چنان از عشق مایوسم, چنان درگیر کابوسم
که حتی عشق های ساده را افسانه می بینم
من آن شاهین تنهایم, که از سرما و تنهایی
کلاه پشمی صیاد را هم لانه می بینم...
دیدگاه ها (۵)

هَمیشِـہ روزآیی هَست ڪِـہ آدَم تو اوטּ “ڪَسآیی رو ڪِـہ دوست ...

یـہ وقتایــــے همـہ چـے هست!;ولـــــے اونـــــے کـــــہ باید...

مــــــــــــــن بــــآختم خـــــــــوشیامو ↬ﺗﻮ ﻗُﻤﺎﺭِ ﺯندگے...

فروردینی ها :

روزی که با شما آشنا شدم، نظمِ کهنِ جهان در ذهنم فرو ریخت و ا...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط