با مامان قهر بودم مثلا!

با مامان قهر بودم مثلا!
در اتاقم در زد گفت :میخوایم شام بخوریم
گفتم :نه مامان! دیگه راه من و شما جداست!
گفت :چرت نگو بچه! اگه شام میخوای زود بیا تا سهمتو نخوردن، اگرم نمیخوای بگو من یه جا قایمش کنم تا کسی نخوره فردا واسه مدرسه داداشت ساندویچ کنم ببره!
دیدگاه ها (۶)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part50ماهم باید آماده بشیم بریم خریدسری تکون ...

وقتی بین پسر و دخترش فرق می‌گذاشت P¹جیهوپ از وقتی جیهو و سو...

رمان

دوست دختر کوچولوی من ویو پیش بزرگترا م/جس: پدر جان واقعا سل...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

#قلبی_در_دو_بدنP4رفتم تو حیاط شروع کردم به خوندم کتاب که یهو...

سلام😂 یه پارت کوتاه نوشتم برای کسانی که فردا میرن مدرسه💝🔥عشق...

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

True Love⑧ا/تامروز همون پس فردایی بود که لحظه شماری میکردم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط