بی وفــا،مـــن در هوایـــت،

بی وفــا،مـــن در هوایـــت،
بی هـوا بــــغضم گــــــرفـــت

بی صدا ســـوزِ صدایت،
بی هوا بغضم گرفت

خـــواستم از خاطراتت،
تلخی اش را ڪم ڪنم

خاطرم آمد صدایت،
بی هوا بغضم گـرفــت😔 ✋
دیدگاه ها (۱)

🦢 پارت سی‌ودوم | انتخابجنگکوک هنوز به عکس خیره بود.پدرش کنار...

پارت ۵ | غریبه‌ی آشناآراد آرام از پله‌ها بالا رفت.هلیا پشت س...

دوپارتی✨«کاش فقط یک بار دیگر صدایت می‌کردم»خانه در سکوت عجیب...

جین با نگاه به خانه گفت:«خب... من فقط امیدوارم این یکی از او...

رز آبی پارت ۲۶

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

معامله p22مأمور با عصبانیت به در خیره شد.«این در ضدگلوله‌ست....

...My evil angel...پارت⁵🪽🔥 فصل سومنگهبان تالار خاطرات...سکوت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط