تو را با غیر می بینم صدایم در نمی آید

تو را با غیر می بینم صدایم در نمی آید
دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید

شبان آهسته میگریم که شاید کم شود دردم
تحمل می رود هموار شب غم سر نمی آید

چه سود از شرح این دیوانگی ها بی قراری ها
تو مه ، بی مهری و حرف منت باور نمی آید

ز دست و پای دل بر گیر این زنجیر جار ای یار
که این دیوانه گر عاقل شود دیگر نمی آید

فراق از عمر من می کاهد ای نامهربان رحمی
خدا را از چه بر من رحمت ای کافر نمی آید
دیدگاه ها (۳)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :ﮪ)-این کفارهستند که در...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :این تفکر صحیح نیست، بل...

حماسی

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

تو را با غیر می بینم صدایم در نمی آیددلم می سوزد و کاری ز دس...

تو را با غیر میبینم صدایم در نمی آید دلم میسوزد و کاری ز دست...

ای نامهربان؛ رحمی!●♪♫خدا را از چه بر من؛ رحمت ای کافر نمی آی...

فراق از عمر من می کاهد ای نامهربان رحمیخدا را، از چه بر من ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط