نیازم نه دیگر آغوشت است و نه دستانت ، نه لبانت و نه چشم خ

نیازم نه دیگر آغوشت است و نه دستانت ، نه لبانت و نه چشم خمارت ، با یک فنجان قهوه تلخ حماقتم را فرو میبرم که دوستت داشتم .........
دیدگاه ها (۱)

همه چیزم را از دست داده ام ، جز آن صندلی که روزی جای تو بود ...

دلم تنگ میشود گاهی برای یک دوستت دارم ساده ....

دلهایمان که به هم نزدیک باشد دیگر چه فرقی میکند که کجای این ...

آیا ممکن است کسی ، فردی را که در حد پرستش دوست داشته ، ناگها...

پارت چهارم: طعمِ متفاوتِ قهوهرزا برای چند لحظه خشکش زده بود....

بوسه مرگ "پارت ۲۷"ویو شبشب، سکوت عجیبی تمام عمارت رو فرا گرف...

When bitterness became sweet

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط