♛𝕬𝖓𝖓𝖎𝖍𝖎𝖑𝖆𝖙𝖔𝖗♛
♛𝕬𝖓𝖓𝖎𝖍𝖎𝖑𝖆𝖙𝖔𝖗♛
پارت۷
ات ویو
با داد معلم بیدار شدم
معلم: سر کلاس من خوابیدییییی ، برو بیروننن
ات : ا..اما
معلم: گفتم برو بیروننن
ات : چشم عباس اقاا
و رفتم بیرون شرط میبندم که الان داره خودش جررر میده 🤣
با اینکه خوابده بودم ولی باز خستم بود برای همین
رفتم روی یه صندلی نشستم همین که خواستم سرم رو بزارم روی میز یکی کلیپسم رو بیرون اورد
ات : پلشتتتتتت
دیدم همون پسره با اکیپ شون هست
ات : کلیپسم رو پس بدههه
دستش رو برد بالا و گفت
جونکوک : اگه تونستی بگیرش
پریدم بالا خواستم ازش بگیرم که پام پیچ خورد
ات : اییی ( اشک تو چشمام جمع شده)
جونکوک:حالت خوبه .
ات : عوضییی
جونکوک ویو :
وقتی دیدم اشک تو چشماش جمع شد یجوری شدم
برای همین براید بغلش کردم
ات : جیغغغ ، بزارم پایین عوضیی
جونکوک: خفه
بردمش درمانگاه مدرسمون
دکتره : سلام اقا جئون ( تعجب)
جونکوک: پاش اسیب دیده
ات رو گذاشتم روی یکی از تخت ها دکتره براش پانسمان کرد
ات : خیلی ممنونم
دکتر : خواهش میکنم
ات ویو
پام بهتر شد و میتوانستم راه برم
جونکوک : یه تشکری کنی بد نمیشه
ات : چرا باید تشکر کنمم ؟
جونکوک: اگه من نبودم کی کمکت میکرد
ات : اگه تو نبودی اصلا پام اینجوری نمیشد
اینو گفتمو رفتمم
.....
پارت۷
ات ویو
با داد معلم بیدار شدم
معلم: سر کلاس من خوابیدییییی ، برو بیروننن
ات : ا..اما
معلم: گفتم برو بیروننن
ات : چشم عباس اقاا
و رفتم بیرون شرط میبندم که الان داره خودش جررر میده 🤣
با اینکه خوابده بودم ولی باز خستم بود برای همین
رفتم روی یه صندلی نشستم همین که خواستم سرم رو بزارم روی میز یکی کلیپسم رو بیرون اورد
ات : پلشتتتتتت
دیدم همون پسره با اکیپ شون هست
ات : کلیپسم رو پس بدههه
دستش رو برد بالا و گفت
جونکوک : اگه تونستی بگیرش
پریدم بالا خواستم ازش بگیرم که پام پیچ خورد
ات : اییی ( اشک تو چشمام جمع شده)
جونکوک:حالت خوبه .
ات : عوضییی
جونکوک ویو :
وقتی دیدم اشک تو چشماش جمع شد یجوری شدم
برای همین براید بغلش کردم
ات : جیغغغ ، بزارم پایین عوضیی
جونکوک: خفه
بردمش درمانگاه مدرسمون
دکتره : سلام اقا جئون ( تعجب)
جونکوک: پاش اسیب دیده
ات رو گذاشتم روی یکی از تخت ها دکتره براش پانسمان کرد
ات : خیلی ممنونم
دکتر : خواهش میکنم
ات ویو
پام بهتر شد و میتوانستم راه برم
جونکوک : یه تشکری کنی بد نمیشه
ات : چرا باید تشکر کنمم ؟
جونکوک: اگه من نبودم کی کمکت میکرد
ات : اگه تو نبودی اصلا پام اینجوری نمیشد
اینو گفتمو رفتمم
.....
- ۱۶۰
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط