برادر ناتنی من
•
پارتــــ²
-ات مدرسه آت دیر میشه برو آماده شو
+عام باش
(رفت بالا تا لباس عوض کنه)
&کوکیییی(عشوه عنییی)
-جونگکوک هستم(سرد)
&عاااا میشه منوووو ببری بار(عشوه)
-نه (سرد)
+من آماده ام بریم
-یاااا برو اونور لیا به من نچسب
آت ویو
دیدم لیا داره سعی میکنه رو پای کوک بشینه نمیدونم چرا یه لحظه اعصبانی شدن رفتم پرتش کردم اونور
&ایییی دختره هر*زه
-بسه دیگه آیا برو از این خونه زودددد(یک کوچولوووو داد)
&هق هق هق(زهرمار دیگه توهم هی)
کوک ویو
لیا هر*زه داشت رو پام میشست که دیدم آت اومد با اعصبانیت پرتش کرد اونور چرا آت اینطوری شده عجیبه!
پارتــــ²
-ات مدرسه آت دیر میشه برو آماده شو
+عام باش
(رفت بالا تا لباس عوض کنه)
&کوکیییی(عشوه عنییی)
-جونگکوک هستم(سرد)
&عاااا میشه منوووو ببری بار(عشوه)
-نه (سرد)
+من آماده ام بریم
-یاااا برو اونور لیا به من نچسب
آت ویو
دیدم لیا داره سعی میکنه رو پای کوک بشینه نمیدونم چرا یه لحظه اعصبانی شدن رفتم پرتش کردم اونور
&ایییی دختره هر*زه
-بسه دیگه آیا برو از این خونه زودددد(یک کوچولوووو داد)
&هق هق هق(زهرمار دیگه توهم هی)
کوک ویو
لیا هر*زه داشت رو پام میشست که دیدم آت اومد با اعصبانیت پرتش کرد اونور چرا آت اینطوری شده عجیبه!
- ۳۳۸
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط