پارت اول

crazy man:پارت اول

ویو,ا.ت
سلام من ا.ت هستم یه دختر ۱۶ ساله که بابام
یه شرکت داره که ورشکسته شده و مادرم هم ۳ سال پیش توی یک تصادف جونشو از دست داد

الان ساعت ۷ صبحه و من قراره ساعت ۸و نیم تو مدرسه باشم و قراره کارامو کنم تا بعد برم مدرسه^"،

ویو من یعنی:《کاترین》


ا.ت تمام کارهاش رو کرد کمی آرایش کرد
صبحونه خورد و اکسپلور گردی کرد و بعدش
رفت کیف مدرسه اش رو آماده کنه ..


ا.ت : خب الان وقتشه برم مدرسه
کتاب هامو گذاشتم تو کیفم داشتم از اتاق بیرون میومدم ‌که گوشیم زنگ خورد بابام بود جواب دادم .....‌‌............


بابام:سلام دخترم

ا.ت:سلام پدر کاری داشتین ؟

بابام:آره راستش دخترم امشب ساعت ۸ آماده باش قراره بریم بیرون

ا.ت: پدر من حوصله ندارم بیام خودتون برید .

بابام:رو حرف پدرت حرف نزن باید بیای
لی هیسونگ که مافیای بزرگی هم هست همراهمونه بیا اون قراره بهمون کمک کنه و مقداری سرمایه برای شرکت بهمون بده

ا.ت:خب به من چه که اون کیه

بابام:حرفی نشنوم،خدانگهدار

ویو.ا.ت
تا خواستم چیزی بگم بابام گوشیو قطع کرد
منم رفتم دم در که پیاده برم از اونجایی که شرکت ورشکسته شده تمام چیز هامون رو از دست دادیم برای بدهی های پدرم پس مجبورم پیاده برم

فلش بک به ۹ ساعت بعد یعنی ساعت

5 بعد از ظهر

ا.ت:تازه کلاس تموم شده و من میخوام برم سمت خونه که استراحت کنم چون ۳ ساعت دیگه باید تو رستورانی باشم که پدرم گفت


ویو من: ا.ت رسید خونه رفت خوابید و ساعت ۷ بیدار شد چون ۸ باید اونجا باشه

ویو ا.ت: ساعت ۷ بود که بیدار شدم رفتم سمت حموم یه دوش ۱۰ مینی گرفتم اومدم بیرون تا لباس بپوشم و موهامو خشک کنم و
آرایش کنم ساعت ۷و ۴۰ دقیقه شد








ادامه دارد..‌‌‌.........
پارت اول
دیدگاه ها (۰)

crazy man:پارت دومویوا.ت:بابام با ماشین خودش اومد دنبالم و ر...

crazy man:پارت سوم ویو ا.ت:از خواب با کلافگی و خستگی زیاد بی...

سم خونتون کم نشع 🥴

به خدا که من ناراحت نیستم‌‌.....🤦🏻‍♀️

ازدواج اجباری part 1ویو ا.ت ساعت ۷:۱۰ دقیقه با صدای مادرم از...

ویو کوکبعد ۴ ساعت بلاخره اومدم خونه که دیدم ا/ت نیست و دوتا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط