گاهی دلم هیچ چیز نمیخواهد....

گاهی دلم هیچ چیز نمیخواهد....
جز گپ ریز ریز با مادرم
هی من حرف بزنم
هی او چای تازه دم بریزد...
هی چای ام سرد بشود
هی دلم گرم
آنجا که چای ات سردمیشود
ودلت گرم
"خانه مادر است"
دیدگاه ها (۱)

​گاهی تنهایی، فقط خلوت‌کردن با خودت نیست؛ یک سکوت سنگین و کش...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

𝑀𝑒𝓃 𝒷𝒶𝓇𝒶𝓎𝑒 𝒾𝓃𝓀𝑒 𝒷𝑒𝓉𝑜𝓃𝒶𝓂 𝓉𝒾𝓀𝑒‌𝒽𝒶𝓎𝑒 𝓂𝑜𝓀𝒽𝓉𝑒𝓁𝑒𝒻 𝑒 𝓀𝒽𝑜𝒹𝑜𝓂 𝑜 𝓀𝑒𝓃𝒶𝓇...

#حکایت_قدیمی 🌿 حکایت ملانصرالدین و ارزن روی طنابروزی روزگاری...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

پارت شش

......//برده ی زیبا//......

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط