سوار تاکسی شدم

سوار تاکسی شدم
راننده از بدبختیاش گفت
گفتم حاجی منم مشکلات دارم
گفت یکیشو بگو
گفتم عشقم سین می کنه جواب نمیده دستی رو کشید گفت گمشو پایین😐 😐 😂 😂 😂 😂 😂
دیدگاه ها (۳)

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆به طبقه‌ی پایین رسیدیم.تهیونگ ...

{مافیایی برای من}پارت:۸ویو صبح:تهیونگ ویو:اه چقدر دلم درد می...

part:41سو هو ماشینش رو آورد پشت ماشین جونگ کوک و finch رو (ی...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_43سری تکون دادم _پناه کریمی!...

عمارت مافیا ✨️🍷قسمت ⁵ساعت ¹⁰ صبح دیدگاه جونگکوک:از خواب بلند...

پارت ۶ | اتفاقی؟ساعت کاری تموم شده بود.تهیونگ کیفش رو برداشت...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3«ویو ا.ت»_نه، تقصیر من نیست، تقصیر خودته که انقدر ...

دوست دختر کوچولوی من

رومان روز برفی (پارت 2 )از زبان اتامروزم مثل روزایہ دیگہ رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط