در پزشکی دردی وجود دارد به اسم درد فانتوم؛ بهش درد خیالی

در پزشکی دردی وجود دارد به اسم درد فانتوم؛ بهش درد خیالی هم می‌گویند، اما خیالی نیست، واقعا درد می‌کند.
بیمار واقعا درد می‌کشد، ولی از جایی که دیگر نیست.
دستی درد می‌کند که قطع شده، انگشتی درد می‌کند که جایش بین تمام انگشتانش خالیست، آدمی که یادش هست اما خودش نه...
انگار نگاه می‌کند به جای خالی چیزی و درد می‌کشد، از نبودنش، از نداشتنش. از اینکه تنها خاطره‌ای برایش مانده و دردی که کسی نمی‌فهمد،
جای خالی‌ای که کسی نمی‌بیند چون به گمانشان این‌ها همه دردی است خیالی...
دیدگاه ها (۴)

دیالوگ صابر ابر چقدر قشنگ بود که میگه:"من خیلی چیزا از تو یا...

یکی از معنی های دورت بگردم اینه که میگه:"تو شمع باشی و من پر...

همین یه جمله ی اخوان ثالث در وصل حالِ دل ما کافیه:گفته بودم ...

دوست دارم همه چیز را همان‌طوری که هست به حال خودش رها کنم و ...

نه اینکه گفته اند تنها همانی آرامت می کند که دلت را آتش زده....

باور کنآنقدر ها هم سخت نیست فهمیدن اینکه بعضی ها می آیندکه ن...

باور کنآنقدر ها هم سخت نیست فهمیدن اینکه بعضی ها می آیندکه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط