آنقدر دعا کردم

آنقدر دعا کردم
تا پرنده شدم
اما حالا که این همه راه را
به سوی تو پر زده ام
تو قیچی به دست
در پرچین نشسته ای
غافل از اینکه من
تو را بیشتر از پرهایم دوست دارم...

# عادل-دانتیسم
دیدگاه ها (۱)

مرا کجا رها کرده ایکه پیدا نمی شومبی تو...!

چقدر چای که ننوشیدمدر کافه هایی که با تو نرفتمو چه نیمکت هاک...

پیچ و تاب تند جاده ها را دوست دارموقتی عبور از این پیچ و تاب...

آغوشت جایی امن برای بودنجایی دنج برای خواستنجایی مطمئن برای ...

* مقدمه *:ضربان قلب بالا،از دست دادن قدرت تکلم فقط جلوی اون،...

★彡   Part 47 彡★ خب، اتاق بهونه بود.مگه میشه تو عمارت به این ...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط