دنیای ما اندازه هم نیست من عاشق بارون و گیتارم من روزها ت

دنیای ما اندازه هم نیست من عاشق بارون و گیتارم من روزها تا ظهر می خوابم من هر شبُ تا صبح بیدارم...دنیای ما اندازه هم نیست من خیلی وقتا ساکتم، سردم وقتی که میرم تو خودم شاید پاییز سال بعد برگردم دنیای ما اندازه هم نیست می بوسمت اما نمی مونم تو دائم از آینده می پرسی من حال فردامم نمی دونم تو فکر یه آغوش محکم باش آغوش این دیوونه محکم نیست صد بار گفتم باز یادت رفت دنیای ما اندازه هم نیست
دیدگاه ها (۳)

المیرا عبدی و همسرش

حکایت روزگارقصه عجیبی ست روی هرکس دست گذاشتیم رویمان پا گذاش...

نتیجه به نظر شما چیه؟

لطفا به نطر سنجیها جواب بدین

دوست پسر پرنده ای که دیر میاد خونه پارت ۹

آتیشی که از بارون شروع شدpart 37ویوی ا. تماشین ناگهان وارد ی...

پارت: 11 (بخش2) **زاویه دید: زین**نیم ساعت بعد، تو رختکنِ بخ...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

جنگل نفرین شده پارت ۳

P19فردا دامیان:انا پاشو انیا پاشو انیا انیا انیا پاشو دیگه ب...

You Like a DreamPart 3باد شبانه میان موهای بلوند جیمین می‌پی...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش دوم_کنار درختی می‌ایستم.ناگهان موجود کوچک سیاهی...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط