در این بیخوابی شبانه
در این بیخوابی شبانه
و در اوج سکوت و تنهاییام
صدای دلنواز یادت در قصهی بی کسیام میپیچد
باز شب میشود ...
من از سیاهی میهراسم
و باز دلخسته از فراق عشق میگریم
و بر تلخی تمام غمهای زندگیم اشک می.ریزم
وقتی میخواهم چهره تو را به یاد بیاورم
چشمانم را میبندم و چشمان تو را میبینم
و در سکوت، صدای تو را مرور میکنم
با اینکه از برخی سکوتها دلزدهام.
با نبودنت دوباره تنهایی من رقم خورد!
تو رفتی و من به یادت با گلهای رز! با غم و غربت خودم همدم و هم زبان هستم ...
دلتنگ توام ...!
و در اوج سکوت و تنهاییام
صدای دلنواز یادت در قصهی بی کسیام میپیچد
باز شب میشود ...
من از سیاهی میهراسم
و باز دلخسته از فراق عشق میگریم
و بر تلخی تمام غمهای زندگیم اشک می.ریزم
وقتی میخواهم چهره تو را به یاد بیاورم
چشمانم را میبندم و چشمان تو را میبینم
و در سکوت، صدای تو را مرور میکنم
با اینکه از برخی سکوتها دلزدهام.
با نبودنت دوباره تنهایی من رقم خورد!
تو رفتی و من به یادت با گلهای رز! با غم و غربت خودم همدم و هم زبان هستم ...
دلتنگ توام ...!
- ۳.۹k
- ۲۷ تیر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط