هیچ ، تنها و غریبی

هیچ ، تنها و غریبی
طاقت غربت چشماتو نداره
هر چی دریا رو زمینه
قد چشمات نمی تونه ابر بارونی بیاره
وقتی دلگیری و تنها غربت تمام دنیا
از دریچه ی قشنگه چشم روشنت می باره
نمی تونم غریبه باشم توی آیینه ی چشمات
تو بذار که من بسوزم مثل شمعی توی شبهات
توی این غروب دلگیر جدایی
توی غربتی که همرنگ چشاته
همیشه غبار اندوه روی گلبرگ لباته
حرفی داری روی لبهات ، اگه آهه سینه سوزه
اگه حرفی از غریبی ، اگه گرمای تموزه
تو بگو به این شکسته ، قصه های بی کسی تو
اضطراب و نگرانی ، حرفای دلواپسی تو
نمی تونم غریبه باشم توی آیینه ی چشمات
تو بذار که من بسوزم مثل شمعی توی شبهات
دیدگاه ها (۲)

هیچ ، تنها و غریبیطاقت غربت چشماتو ندارههر چی دریا رو زمینهق...

حالا دیگه تو رو داشتن خیالهدل اسیر آرزوهای محالهغبار پشت شیش...

یه عاشق چیزی جز عشق تو سرش نیستیه عاشق فکر سود و ضررش نیستهم...

مهتر اسب

اعتیاد من بهت.

خنده ی ممنوعه.

عاشقانه های شبنم

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹¹بعد دستش رو برداشت و آ...

قفس سفید مخملی

سناریو تهیونگ

پارت ۳۵

پارت : 10فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط