من امشب دستها را برده ام بالا و از عمق وجود خود خدایم را

من امشب دستها را برده ام بالا و از عمق وجود خود خدایم را صدا کردم ..
نمیدانم چه میخواهی ولی امشب برای تو
برای رفع غمهایت
برای قلب زیبایت
برای آرزوهایت
به درگاهش دعا کردم
و میدانم خدا از آرزوهایت خبر دارد
یقین دارم دعاهایم اثر دارد !!!
دیدگاه ها (۲)

پسره به مادرش گفت با اين قيافه ترسناكت چرا اومدی مدرسه؟ مادر...

گفت چند سال داری؟گفتم روزهای تکراری زندگی ام را خط بزنی، کود...

می گویند عشق آنست که به او نرسیو من می دانم چرازیرا در روزگا...

اگر با انسانها مهربان باشیبه داشتن انگیزه های پنهان متهمت می...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

Three

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ هر بار که این ج...

فیک تهیونگ

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

🔴 خانم مهاجرانی سخنگوی دولت: مسافرت‌ها افزایش پیدا کرده، وضع...

فیک جونگوک تا وقتی قلبمان بیدار بشود.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط