↯★★شما همتون دنیا دارین ولی دنیای من

↯★★شما همتون دنیا دارین ولی دنیای من

علی باباس آره درست خوندی حاجی علی بابا★★↯


✖✖ کسی ک وقتی غرورش شکست گفت : بدرک که له شد پیش تو غرورم✖✖

✖✖ وقتی خیانت از عشقش دید گفت : تو بی مقصد سوار آهنا ولی با پای پیاده دویدم من ✖✖

✖✖ وقتی خنجر رفیقا پشتش خورد گفت : همه رفتین نه؟بدرک از اول بودید مگه ✖✖

✖✖ وقتی خیانت رفیق دید گفت : دمش گرم همون رفیقی که واسه ناموسش قمه کشیدم پشت سرم فوش ناموس داد ✖✖

✖✖ کسی ک وقتی بغض کرد هیچوقت پنهونش نکرد ✖✖

✖✖ وقتی دید عشقش اونو ب پول و آهن فروخت گفت : بچه فقیرو چه به هوس عشـــق ✖✖

✖✖ کسی که حتی تو خواب آروم نبود که گفت : الان کجایی دقیقا به دلم بد افتاد یهو از خواب پریدم ✖✖

✖✖ کسی که وقتی فهمید عشقش به رفیقاش چشم داره گفت : به چشم داداش بهشون دست میدادی همون رفیقام که بهشون نخ میدادی ✖✖

✖✖ کسی که وقتی خواست عشقشو نفرین کنه گفت : واگذاری فقط به اشکای مادرم-واگذاری به خراش روی دستو شاهرگم-واگذاری به جوهر نوشته های رو تنم-واگذاری به قرصای اعصاب به اون کشیده ها که صورت خواهرم میزدم-واگذاری به صورت چروک پیرمرد که سر تو بود واسادم تو روی پدرم ✖✖
دیدگاه ها (۹)

ادامه سناریو

★彡   Part 51 彡★ "خوب نیستم تهیونگ."چشم هاش برق زد.خودمم متوج...

دختر ماه و پسر خورشید پارت سوم

پارت۷(درعمق نگاه تو)سوار تاکسی شد، نزدیک دوازده شب بود. بعد ...

#دوپارتیموضوع:(وقتی اون یه خوناشامه)بنگچان/ا.تشب بارونی بود....

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۳: نقاب‌های شیشه‌ایوقتی سوآ دوباره جلوی د...

### پارت ۱۰ (پایان): میراثِ نور در قابِ خاطراتسه سال. انگار ...

پارت ۴۴ آن شب تهیونگ با چند تا از دوست‌هاش بیرون رفته بود.قر...

#just_doktor? p۶ساعت ها گذشت،عصر شده بود هوا نارنجی و کمی سر...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط