#Part183

#Part183
#آدمای_شرطی
🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸

مامانش لبخند عریضی اومد روی لباش
_ پس بالاخره عروسم رو آوردی
چشمام درست شد و متعجب نگاشون کردم
شوخی میکردند نه؟
یعنی مادرشم از کارهای سام و از عشقش نسبت به من خبر داشت
سام حرفی نزدم و دیتم رو کشید و برد سمت طبقه ی بالا
هر لحظه به رویایی بودن این خونه بیشتر و بیشتر مطمئن میشدم
دستم رو کشید سمت یه اتاقی که در سفید و کنده کاری داشت
در رو باز کرد و رفتیم داخل
زانوهام خم شد
صحنه ی روبروم خیلی غیر قابل باور بود
دور تا دور اتاق پر بود از کمد لباس و کیف و کفش
قفسه های بلند و بزرگ که پر لود از بهترین و شیکترین مدل انواع لباس و کیف و کفش
اشک تو چشمام جمع شده بود
این حجم از احساسات خیلی برای من زیادی بود
رفتم جلو و رو تک تک لباسها دست کشیدم
باید اعتراف کنم خودم اگه میرفتم خرید نمیتونستم انقدر سلیقه به خرج بدم
دستم رو کشیدم روی لباسهای فوق العاده ای که از کمد ها آویزون بود
انواع مانتوها انواع شلوار و شال ستش
انواع کیف و کفش اسپرت و انواع مجلسی
انواع لباس برای مهمونی تو سبک های مختلف
با شنیدن صداش برگشتم سمت در
_ می بینی چقدر خودخواهم خانمم؟ میبینی چقدر خودخواهیم زیاده که سعی کردم تمام آرزوهات رو برآورده کنم؟ میبینی چقدر خودخواهم که...
دیدگاه ها (۱)

کپشنننننن گلیاا🎀😈عروسک من😈🔞پارت پنجاه و دو +اره خوب مگه میشه...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁵....

HATE TO LOVE⁷(ویو:رز)مریم:بانوی م...+:فقط شروع کن.لحنم تیز ب...

پارت ۲۶

#تکپارتی_تهکوک صدای عاشقانه امشب بارون بی وقفه به شیشه های...

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: بیست و سوم"ویو مین جی"فروشنده خ...

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

You are mine...⁸یهو زیر دلم تیر کشید..ناخداگاه دستم رو روی ش...

پارت ۲۲بعد کلی تفریح عمو تلویزیون و خاموش کرد و و میز کنار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط