ای گُل‌گمان مبر به شبِ جشن می‌روی

ای گُل‌گمان مبر به شبِ جشن می‌روی
شاید به خاکِ مرده ای ارزانی ات کنند

آبِ طلب نکـــرده همیشه مُـراد نیست
گاهی بهانه ایست که قربانی ات کنند
دیدگاه ها (۲)

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

شاید در خیابان‌های این شهر نمی‌توانم نفس بکشم.شاید در این شه...

سه پارتی✨ات بعد از یه روز خسته‌کننده بالاخره رفت حموم.همه‌چی...

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

در روزگاری که آینه‌ها هم گاهی غبارِ خودخواهی را پس نمی‌دهند،...

خیلی‌ها دعوای خیابانی را شوخی یا نمایش قدرت می‌دانند، اما وا...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

درخت نخل؛ درخت عجیبی است:وقتی نخلی را می‌خواهند قطع کنند می‌...

گاهی از خودم می پرسم اگر همه‌ چیز را می‌دانستم، باز هم همین‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط