.

.
نمی دونم اسمشو
بالغ شدن می شه گذاشت یا نه!
ولی قبلنا خیلی حوصله داشتم، الان به
وضوح خیلی کمتر شده، دوست ندارم دوستای
زیادی داشته باشم، دوست ندارم موبایلم زیاد زنگ بخوره، نمیخوام راجب قدمای بعدیم به کسی توضیحی بدم، دوست ندارم دلیل رفتارام یا درمورد هرچیزی به کسی توضیحی بدم، حتی حوصله ی واکنش نشون دادن به کارای بد دیگران و حواشی که همیشه پیش میاد و ندارم، تو اون نقطه از زندگیمم که می خوام دورم خلوت و سکوت باشه تا ذهنم بتونه تموم تمرکزشو بذاره روی خودم، حال خودم پیشرفت کردنم، زندگیم و آیندم..!
دیدگاه ها (۰)

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‌∶ гг # ...

پارت هفتم ویو آت ۰+ وادر عمارت پدرم شدم یا همون عمارت امارت ...

👑 The dance of fractured harmonies 🦋Part ⁴ جولیان : اره دختر...

True Love③③صبحوسایلم رو جمع کردم و از خونه زدم بیرون تهیونگ:...

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

نمی دونم اسمشو بالغ شدن می شه گذاشت یا نه، ولی قبلنا خیلی حو...

استوری/دلتنگیام/ورق+بزنید.

#اکیداً.کپی.ممنوع سلام عشقا صبحتون پراز عشق پراز آرامش الهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط