{ددی فاکر}
ویو صبح:
پارت:۳
همه بلند شده بودن قیر از ات
_هی ات بلند شد
نمی خوام(خواب آلود)
کوک:بلند شو بهت شیر موز بدم
ات مثل چی از جاش بلند شد
جیمین بغلش کرد
هیییی قبول نیست من برای شیر موز بلند شدم
_الان بهت می دم(نیشخند)
دیکش رو گرفت تو دستش و
کرد تو دهنش
اتم چون باهاش قهر بود گاز محکمی ازش
گرفت
_آیییی وحشیییی
حیحی
جیمین برای تلافی سینه ات رو گاز گرفت
آیییی(بغض )
_هوففف بسته دیگه بریم حموم
ات رو بلند کردن و بردن حموم و شکمش
رو ماساژ دادن و اومدن بیرون ات لباس هاشو پوشید و اومد تا صبحانه بخوره
شوگا:هی ات امروز مدرسه نمیریم
باش(سرد)
جین:هی چته
به تو چهه(عربده ذهن ادمین:دادمیکشیعربدهالکینگوبهمنحسینداری
🤣)
ات رفت تو اتاق مهمان
_چشع؟
کوک:خوب عصبیه دیگه بریم از دلش دراریم
همه اومدن پیش ات
سوگا:یااااا تو که لوس نبودی
جین:دخترکم ببخشید مارو
نامجون:تلوخدا قهر نکن
هوپی:هییی ات قهر نکن
تهیونگ:واییی ات قهر می کنی بهت نمیاد
کوک:اکه آشتی کنی بهت شیرموز می دم
جیمین :پرنسس جیمین قهره؟؟پس بریم شهر بازی
هورااااا
هییی من رو ببرین خونه خودم
_چرا؟
نمی تونم با لباس مجلسی وایسم
_الان بهت لباس می دم
جیمین رفت یک هودی آورد
_بیا
اوهم دیگه نیازی به شروار نیست
ات رفت پوشید
شبیه جوجه ها شده بود
_گودیییی
یااااا خیلی بزرگه
تهیونگ:حیحی اون زیر چیا داری ات
یااا تهیونگااااا
_راست می گهههه
جیمین ات رو بلند کرد گذاشت رو پاهاش
_فیلم ببینیم؟
همه:اره
داشتن فیلم می دیدن
جیمین و ات وسط بودن
همه داشتن با پاهای لخت ات ور می رفتن
اههه بسته پام کبود شد(داد)
شوگا:خشم جوجه رنگی
(گریه)
_هی چی شد
دلم درد می کنههه
همه شروع کردن ماساژ دادن شکم ات
_خوبه؟
ارههعع
همه بست کردن
کوک:اهم ات تو بین ماها کدوم رو به جای دوست پسرت قبول می کنی؟
معلومه جیمین
_هوففف
یک ماچ آب دار زد رو لب ات
_از این به بعد دوست پسرتممم
هورااا
و همو بغل کردن
_فردا شب همه بارِ(.....) مهمون مننن
کوک:امشب ات پیشمون باشه
_اوم خوب اوکی
اون شب رفتن شهربازی و کلی خوش گذروندن
فردا شب:
منو ببرین خونه آماده شم
_باشه
ات رو رسوندن خونه
پسرا بیاید تو پذیرایی بشینید تا بیام.
ات رفت حموم و اومد موهاش رو خشک کرد یک لباس نسبتن بلند پوشید
و کمی میکاپ کرد
من آمادم بریم
_جونننن
کوک:بریم
رفتن بار که ات روی پای جیمین نشسته بود و داشت شیرموز می خورد
که یک دختره اومد وووو
_/\_____
خماریییی😂
دلم می خواست بلند ترش کنم
ولی دستم همراحی نکرد
فردا هم پارت می زارم
همین دیگه بوس بایی
💋
پارت:۳
همه بلند شده بودن قیر از ات
_هی ات بلند شد
نمی خوام(خواب آلود)
کوک:بلند شو بهت شیر موز بدم
ات مثل چی از جاش بلند شد
جیمین بغلش کرد
هیییی قبول نیست من برای شیر موز بلند شدم
_الان بهت می دم(نیشخند)
دیکش رو گرفت تو دستش و
کرد تو دهنش
اتم چون باهاش قهر بود گاز محکمی ازش
گرفت
_آیییی وحشیییی
حیحی
جیمین برای تلافی سینه ات رو گاز گرفت
آیییی(بغض )
_هوففف بسته دیگه بریم حموم
ات رو بلند کردن و بردن حموم و شکمش
رو ماساژ دادن و اومدن بیرون ات لباس هاشو پوشید و اومد تا صبحانه بخوره
شوگا:هی ات امروز مدرسه نمیریم
باش(سرد)
جین:هی چته
به تو چهه(عربده ذهن ادمین:دادمیکشیعربدهالکینگوبهمنحسینداری
🤣)
ات رفت تو اتاق مهمان
_چشع؟
کوک:خوب عصبیه دیگه بریم از دلش دراریم
همه اومدن پیش ات
سوگا:یااااا تو که لوس نبودی
جین:دخترکم ببخشید مارو
نامجون:تلوخدا قهر نکن
هوپی:هییی ات قهر نکن
تهیونگ:واییی ات قهر می کنی بهت نمیاد
کوک:اکه آشتی کنی بهت شیرموز می دم
جیمین :پرنسس جیمین قهره؟؟پس بریم شهر بازی
هورااااا
هییی من رو ببرین خونه خودم
_چرا؟
نمی تونم با لباس مجلسی وایسم
_الان بهت لباس می دم
جیمین رفت یک هودی آورد
_بیا
اوهم دیگه نیازی به شروار نیست
ات رفت پوشید
شبیه جوجه ها شده بود
_گودیییی
یااااا خیلی بزرگه
تهیونگ:حیحی اون زیر چیا داری ات
یااا تهیونگااااا
_راست می گهههه
جیمین ات رو بلند کرد گذاشت رو پاهاش
_فیلم ببینیم؟
همه:اره
داشتن فیلم می دیدن
جیمین و ات وسط بودن
همه داشتن با پاهای لخت ات ور می رفتن
اههه بسته پام کبود شد(داد)
شوگا:خشم جوجه رنگی
(گریه)
_هی چی شد
دلم درد می کنههه
همه شروع کردن ماساژ دادن شکم ات
_خوبه؟
ارههعع
همه بست کردن
کوک:اهم ات تو بین ماها کدوم رو به جای دوست پسرت قبول می کنی؟
معلومه جیمین
_هوففف
یک ماچ آب دار زد رو لب ات
_از این به بعد دوست پسرتممم
هورااا
و همو بغل کردن
_فردا شب همه بارِ(.....) مهمون مننن
کوک:امشب ات پیشمون باشه
_اوم خوب اوکی
اون شب رفتن شهربازی و کلی خوش گذروندن
فردا شب:
منو ببرین خونه آماده شم
_باشه
ات رو رسوندن خونه
پسرا بیاید تو پذیرایی بشینید تا بیام.
ات رفت حموم و اومد موهاش رو خشک کرد یک لباس نسبتن بلند پوشید
و کمی میکاپ کرد
من آمادم بریم
_جونننن
کوک:بریم
رفتن بار که ات روی پای جیمین نشسته بود و داشت شیرموز می خورد
که یک دختره اومد وووو
_/\_____
خماریییی😂
دلم می خواست بلند ترش کنم
ولی دستم همراحی نکرد
فردا هم پارت می زارم
همین دیگه بوس بایی
💋
- ۸۴۰
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط