کاش زندگی از آخر به اول بود...

کاش زندگی از آخر به اول بود...
پیر به دنیا می آمدیم...
آنگاه در رخداد یک عشق جوان میشدیم
سپس کودکی معصوم می شدیم
ودر نیمه شبی با نوازش مادر آرام میمردیم...
دیدگاه ها (۱۰)

بارون که میزنه این آسمون منو دیوونه میکنه خون گریه میکنه هی...

حالا تو نبودت منم و بیچاره ریه هامدود میکنم عشقتو، کام پشت ک...

حســــــــــودمبه صبحیکه تو در آغـــــــوش می کشی !و به پنجر...

مردونگیت...غرورت...غیرتت...اون اخمات...امرونهی هات...بازوهات...

بسم الله الرحمن الرحیم کمونیست و چوپان پیر :روزی کسی از کنار...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط