داشتم میرفتم کلاس زبان ...داخل آسانسور خونمون شدم داشتم

داشتم میرفتم کلاس زبان ...داخل آسانسور خونمون شدم داشتم می‌رفتم پایین که برقامون رفت 😂😂 تو آسانسور موندم هرچی زنگ می‌زدم به مامانم آنتن نمی‌داد مجبور شدم با دست و پا لگد بزنم به در تا یکی بیاد کمک😂😂😂😂 جالب اینجاست همسایمون امد درو بزور باز کرد منم با خونسردی رفتم کلاس زبان 😂🤣🤣🤣🤣🤣
دیدگاه ها (۲)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part17بعدم کامیار اومد دنبالمون و رفتیم رستور...

( لیا و ات تا شب باهم بودن تا لیا رفت و ات هم خوابید تا فردا...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

پارت ۱ ( آسانسور عشق ) ات ویو ی روز خیلی خسته کننده رو تمام ...

فیک قلدر مدرسه(part 13)ویو یوریبا صدای آلارمه گوشیم بیدار شد...

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

Love&HateP.4"ویو هانا"وقتی که رفتم دفتر مدیر یه دسته گل رو م...

#قلبی_در_دو_بدنP1*ویو ات*ساعت شیش صبح با صدای زنگ گوشیم از خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط