ایدل من

پارت ۳۱ ( اخر )
ویو جونگ کوک
میهواستم امروز از سونگمین خاستگاری کنم باید به تهیونگم بگم ببینم اون چیکار میکنه
★★★★★★
بعد غذا
_ تهیونگ
& بله
_ بیا بریم اون دنسه رو تمرین کنیمممم
با اشاره میفهمونه کارش داره
& باوشههههه
رفتن بیرون
_ تهیونک تهیونگ
& ها چتهههههه
_ میخوام از سونگمین خاستگاری کنم
& زود نیست ؟
_ نه دیگه الان اون پیش من زندگی میکنههههه
& ام خب راست میگی
_ یه رستوران امشب رزرو کن
& باش
_ تو چیکار میکنی
& منم امشب از سانگ ژه خاستگاری میکنم
_ اوک
______★★★★★★★★_________
ویو سونگمین
جونگ کوک گفت که من و سانگ ژه بریم به ادرس رستورانی که داده بود تا با اعضا شام بخوریم
من و سانگ ژه هم اماده شدیم و رفتیم
رسیدیم
همجا تاریک بود
+ جونگ کوککککککک
* تهیونگگگ
+ کسی‌ نیست ؟
* فک کنم اشتباه اومدیم
که یهو چراغا روشن شد و دو نفر جلوی ما ظاهر شدن
_ سونگمین از وقتی دیدمت حسیو ازت گرفتم که از هیشکی تو زندگیم نگرفتم ، برام خاص بودی ، فرق داشتی و من وقتی به خودم اومدم دیدم عاشقت شدم .... سونگمین با من ازدواج میکنی ؟
چشام اشکی شد ذوق کرده بودم یعنی الان مرد رویاهام ازم خاستگاری کرد واییی
+ بلهههه
یهو همه دست زدن
اعضا خیلی خوشحال بودن
& سانگ ژه ...... من نمیخوام مثل جونگ کوک غصه ببافم و فقط احساسم رو میگم من دوستت دارم با من ازدواج میکنی ؟
* بلهههههه
و پایان 🙂
★★★★★★★★★★
خب خوشگلا فیک تموم شد
بعدی از جونگ کوک و ا.ته و خودتون بگید جچوری بزارم
و موضوعش چی باشه
ممنون از کسایی که از فیک حمایت کردن
خیلییییی دوستون دارمممم
دیدگاه ها (۰)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

پارت ۳۰

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁷ویو: اتصدای شلیک هنوز توی گوشم ب...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

پارت ۳ویو جونگ کوک شب شده بود امشب با پسرا جمع شده بودیم زیا...

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط