p1
p1
ویو ا.ت
سلام من کیم ا.ت هستم و یه ارمی من تنها به کره اومدم پدر و مادرم راضی نبودم من ۲۳ سالمه من امروز بالاخره قراره به فن سایت برم من بایسم یونگی هست و خیلی خوش حالم
یه دوش سریع گرفتم و یه لباس پوشیدم( عکسش رو میزارم )
و به یونا( رفیق صمیمی ا.ت) زنگ زدم و گفتم که ساعت ۵ باید اونجا باشیم یونا هم مثل من ارمی هست و بایسش جیمین هست یه نودل سریع درست کردم و خوردم و منتظر یونا بودن
ویو یونا
ا.ت زنگ زد و گفت باید ساعت ۵ دم در فن سایت باشیم عا یادم رفت خودمو معرفی کنم من پاک یونا هستم یه ارمی من رفیق صمیمی ا.ت هستم
پایان ویو یونا
ویو جنی( خودم)
ا.ت رفت دم در فن سایت و منتظر یونا بود
و یونا هم اومد
یونا:سلام گاوه چطوری
ا.ت: سلام خره خوب تو چطور
یونا: منم خوب بریم داخل الان دل تو دلم نیست که جیمین رو بینم
ا.ت: منم دلم تو که شوگا رو بینم پس بریم
یونا: بریم
پرش زمانی به وقتی که نوبت ا.ت رسید
ویو شوگا
امروزم هم فن سایت داشتیم و باید میرفتم رسیدیم
پایان ویو شوگا
ویو ا.ت
نوبت من رسید اول پیش نامجون بودم
پرش زمانی به وقتی که ا.ت یه سمت یونگی میره
صحبت های ا.ت و یونگی
یونگی : سلام امست چیه
ا.ت: کیم ا.ت
یونگی : منم که میشناسی خوب بگو بینم بایست کیه
ا.ت :امممم راستش تو
یونگی : چه خوب تو چقدر قشنگی ها کی بهت اجازه داده انقدر خوشگل باشی ( خنده )
ا.ت: مرسی ( خجالت)
پایان صبحت حاشون و ا.ت با همه ی اعضا حرف زد
فلش بک به دو روز بعد
ویو یونگی
از وقتی اون دختر رو دیدم ( همون ا.ت) یه حسایی دارم نمیدونم دلم میخواد دوباره بینمش اعضا گفتن بریم کافه منم از تختم دل کندم و پا شدم دوش ۱۰ مینی گرفتم رفتم پایین پیش اعضا
جین: بچه ها بینید کی از تختش دل کند اومد پایین( خنده،)
کوکی: من برم چشامو بشورم بینم آیا این یونگی هست یا نه
یونگی: ببندید گوساله ها
وی: عه عه زشته یونتان یاد میگیره
جین: ( خنده شیشه پاکنی)
یونگی: مرز
نامجون : خوب پس کنید بچه ها
جیمین: کشک( چشم )
جیهوپ: خوب دیگه برید آماده شید بریم کافه دیگه
یونگی : من که امادم
امیدوارم خوشتون اومده باشه
چون این اولین پارته شرط نداره
راستی این چند پارتیه💜💜💜💜💜🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋
ویو ا.ت
سلام من کیم ا.ت هستم و یه ارمی من تنها به کره اومدم پدر و مادرم راضی نبودم من ۲۳ سالمه من امروز بالاخره قراره به فن سایت برم من بایسم یونگی هست و خیلی خوش حالم
یه دوش سریع گرفتم و یه لباس پوشیدم( عکسش رو میزارم )
و به یونا( رفیق صمیمی ا.ت) زنگ زدم و گفتم که ساعت ۵ باید اونجا باشیم یونا هم مثل من ارمی هست و بایسش جیمین هست یه نودل سریع درست کردم و خوردم و منتظر یونا بودن
ویو یونا
ا.ت زنگ زد و گفت باید ساعت ۵ دم در فن سایت باشیم عا یادم رفت خودمو معرفی کنم من پاک یونا هستم یه ارمی من رفیق صمیمی ا.ت هستم
پایان ویو یونا
ویو جنی( خودم)
ا.ت رفت دم در فن سایت و منتظر یونا بود
و یونا هم اومد
یونا:سلام گاوه چطوری
ا.ت: سلام خره خوب تو چطور
یونا: منم خوب بریم داخل الان دل تو دلم نیست که جیمین رو بینم
ا.ت: منم دلم تو که شوگا رو بینم پس بریم
یونا: بریم
پرش زمانی به وقتی که نوبت ا.ت رسید
ویو شوگا
امروزم هم فن سایت داشتیم و باید میرفتم رسیدیم
پایان ویو شوگا
ویو ا.ت
نوبت من رسید اول پیش نامجون بودم
پرش زمانی به وقتی که ا.ت یه سمت یونگی میره
صحبت های ا.ت و یونگی
یونگی : سلام امست چیه
ا.ت: کیم ا.ت
یونگی : منم که میشناسی خوب بگو بینم بایست کیه
ا.ت :امممم راستش تو
یونگی : چه خوب تو چقدر قشنگی ها کی بهت اجازه داده انقدر خوشگل باشی ( خنده )
ا.ت: مرسی ( خجالت)
پایان صبحت حاشون و ا.ت با همه ی اعضا حرف زد
فلش بک به دو روز بعد
ویو یونگی
از وقتی اون دختر رو دیدم ( همون ا.ت) یه حسایی دارم نمیدونم دلم میخواد دوباره بینمش اعضا گفتن بریم کافه منم از تختم دل کندم و پا شدم دوش ۱۰ مینی گرفتم رفتم پایین پیش اعضا
جین: بچه ها بینید کی از تختش دل کند اومد پایین( خنده،)
کوکی: من برم چشامو بشورم بینم آیا این یونگی هست یا نه
یونگی: ببندید گوساله ها
وی: عه عه زشته یونتان یاد میگیره
جین: ( خنده شیشه پاکنی)
یونگی: مرز
نامجون : خوب پس کنید بچه ها
جیمین: کشک( چشم )
جیهوپ: خوب دیگه برید آماده شید بریم کافه دیگه
یونگی : من که امادم
امیدوارم خوشتون اومده باشه
چون این اولین پارته شرط نداره
راستی این چند پارتیه💜💜💜💜💜🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋
- ۱۱.۶k
- ۱۶ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط