رفته بودم قصابی,خیلی هم شلوغ بود

رفته بودم قصابی,خیلی هم شلوغ بود
قصابه,گوشت هرکی آماده میشد
اینجوری صداش میزد:



گوساله کی بود؟؟؟؟

گوسفند بیا جلو!

به یکی هم گفت:تو گوسفندی؟؟؟؟

گفت نه اقا من گاوم
خوشبختانه من جیگر خواسته بودم ...
گفت جیگر بیاد جلو ;-)
دیدگاه ها (۳)

تکپارتی درخواستی#وقتی میگیم یونگی میشه برام عروسک بگیری ؟ 🎀ب...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_60حس میکردم کثیفم ..از روی ت...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 148♡⁠。⁠)⁩کالسکه...

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

پارت جدید ..میگذرد..

روباه کوچولوی من پارت سی و دوم ✨️꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو چویا ا...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:1جینا میگه .....

رمان دخت من

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت چهارمویو ات: ...

پارت پانزدهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط