آن روزهای آخر،تنت بوی تند آغوش دیگری را میداد...

آن روزهای آخر،تنت بوی تند آغوش دیگری را میداد...
من برای لمس تنت ...
آن بو را تحمل می کردم...
بویش آنقدر تند بود که هر بار که حسش میکردم ...
اشک در چشمانم حلقه می زد،ولی من عاشق بودم،...
باید می بوئیدم و لمس می کردم و اشــــک میریختم....!!
دیدگاه ها (۱)

چه ساده لوح اند آنان که می پندارند عکس تو را به دیوارهای خان...

فکر تنم را برای یک لحظه هم که شده از ذهنت بیرون کن......حالا...

مشکـــــــل من با عشق نیــــــــست ...مشکل اینجاست که دنیا پ...

نامرد ! بعد از رفتنت زندگیم خلاصه شد در دو "اتفاق" سیگار ...

My soul part 41همون‌طور که منو می بو*سید، یکی از دستاش به گو...

_____پارت¹³ نفرین کوچولو_____*رُزالینث*به سمت اتاقم رفتم.کتا...

#متـرجم_یه_دنـده 😝⛔️#پــــارت_5دستش زیر لباسم رفت..پوسـ..ــت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط