اینکه کسی رفته باشه، با اینکه تو رفتنش رو باور کنی، دوتا

اینکه کسی رفته باشه، با اینکه تو رفتنش رو باور کنی، دوتا حرف جداست.
من فکر می‌کنم آدمایی که راه می‌رن و با خودشون حرف می‌زنن، دقیقا همونایی هستن که رفتنِ کسی رو باور نکردن.
همونایی که صدتا خاطره رو زیر و رو می‌کنن تا به یه اسم مشخص برسن.
همونایی که برای یادآوری یه خاطره، کل شهر رو بالا و پایین می‌رن.
همونایی که عصرا، سر ساعت همیشگی، می‌رن همون کافه‌ی همیشگی، می‌شینن پشت همون میز همیشگی و دو تا از همون «تلخِ همیشگی» سفارش می‌دن.
اما مگه آدم، چقدر می‌تونه به روی خودش نیاره؟
.
واقعیت اینه که فراموش کردن، بیهوده‌ترین کاری بود که توی تمام عمرت می‌خواستی انجام بدی و نشده.
همیشه؛
هزار دلیل برای رفتن هست، اما موندن، فقط «یه بهانه» می‌خواد...
سخته یه روز بفهمی، بهانه‌ی موندنش نبودی!
دیدگاه ها (۱۰)

@nphotography

عاشقانه های شبنم

پارت: 14 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین نگاهم کرد. می‌دونستم ک...

نمی‌دونم چرا امشب دوباره یاد بعضی چیزا افتادم.از اون خاطره‌ه...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁵⁶تهیونگ:برای همین باید از قبل آماده باشی...

عاشقانه های شبنم

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۸ظهر، نامجون جلوی خونه منتظرش بود.وقتی...

......//برده ی زیبا//.....

من تو رو از خدا همیشه آرزو می‌کردم… قبل از اینکه مال من باشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط