‌ ✍ "بنام مادر"..مینویسم به عشق مادر،،،،

‌ ✍ "بنام مادر"..مینویسم به عشق مادر،،،،

پا به پای غم من پیر شد و حرف نزد...!!!
داغ دید از من و تبخیر شد و حرف نزد...!!!

شب به شب منتظرم بود و دلش پر آشوب.!!!
شب به شب آمدنم دیر شد و حرف نزد.!!!

غصه میخورد که من حال خرابی دارم...!!!
از همین غصه ی من سیر شد و حرف نزد!!!

وای از آن لحظه که حرفم دل او را سوزاند!!!
خیس شد چشمش و دلگیر شد و حرف نزد!!!

صورت پر شده از چین و چروکش یعنی!!!
مادرم خسته شد و پیر شد و حرف نزد •••!!!

درود بر مادران ایران زمین
✍پیشا پیش روز زن مبارک
دیدگاه ها (۴)

ناگزیر از سفرم، بی سرو سامان چون باد به گرفتار رهایی نتوان گ...

دارم تظاهر می کنم که: بردبارم هرچند تاب روزگارم را ندارم شا...

نیمه گمگشته ات را دیر پیدا میکنی سر بجنبانی خودت را پیر پیدا...

آغوش تو چقدر می آید به قامتم در آن به قدر پیرهن خویش راحتم ...

My professor Part:79چندین ساعت بود توی هوای سرد و بارون شدید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط