دلتنگی نه حرف حالی اش می شود

دلتنگی نه حرف حالی اش می شود
نه نگاه ، نه گفتنِ مدامِ دوستت دارم !
دلتنگی یک سکوت می خواهد
یک آغوش که بویِ عطرِ تو را تنها داشته باشد
که بدانی دور که شد ،
هنوز هم آغشته باشد از بویِ تو...
دلتنگی ، امنیت می خواهد ...
دیدگاه ها (۱)

هنگامی که از رسیدن به تو ناامید شدمخودم را زدم به فراموشیاما...

وقتی که "تمامِ "سلول های قلبتعاشِق میشوددیگر دستوری از مغز ن...

من که نمیگویم نرونمیگویم بمانفقط حرفم این استقبل از رفتنت دل...

تمام لذت دنیا شاید همین باشد؛داشتنِ کسی که عشق را بلد است…نه...

از دور تو را دوست می‌دارمبی هیچ عطریآغوشیلمسیو یا حتی بوسه‌ا...

‍ تو زیباترین رویای منی ،یک خیال جاودانه که هر شب عاشقانه ها...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۲: صندلی کنار پنج...

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

خدایا…دوستت دارم، نه از روی عادت، نه از ترس، نه از نیاز.دوست...

صبح بخیر زیباترین اتفاق زندگی من. می‌خواستم بدانی که با اولی...

کجا رفته بودی، چرا کفش هایت بوی پاییز می‌دهند؟ شال گردن نارن...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط