حاج خانم عسگری از آن دست آدمهایی بود که هرکس باید یکی مثل

حاج خانم عسگری از آن دست آدمهایی بود که هرکس باید یکی مثلش را در زندگی داشته باشد.
از آنها که میفهمی سیم اتصالشان به جایی دیگر وصل است.
هر وقت از عالم و آدم دلم میگرفت، هر وقت در بحبوحه زندگی کم می آوردم میرفتم توی اتاق خانم مدیر. می نشستم و راست حسینی میگفتم کم آورده ام.
آخرین بار خوب یادم هست. برای یک کار اداری و گرفتن امضا وارد اتاقشان شدم. کارم که تمام شد با همان نگاه آرام همیشگی به چشمانم خیره شد. گفتم حاج خانم کم آورده ام. خسته شده ام. اشک هایم بی اراده سرازیر شد.
گفت همه ما کم می آوریم. چون انسانیم و ظرفمان کوچک. گفت ظرفهای کوچک پر و سرریز میشود. گفت ما 14 معصوم داریم که ظرفهایشان بزرگ است.اصلا فلسفه وجودشان این است که خدا میدانسته ما کم می آوریم. آنها هستند تا هرکجا حس کردی دیگر نمیشود یا نمیتوانی دستت را بگیرند. آمده اند تا زمانی که هنوز بزرگ نشده ای سرریز دردهایت را در ظرفشان بریزند.
تا خالی شوی برای از نو پا شدن...
دلم برای حاج خانم تنگ شده...
راستی امشب میلاد پدر بزرگوار امام زمان(عج) است. التماس دعای فراوان دوستان.
دیدگاه ها (۲)

نمی‌دانم کدام قسمتش بهتر است: کوسه خرمن با آرامش از میان ماه...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

جنگل نفرین شده پارت ۳۰ (آخر)

پارت 4۳سه روز از اون ماجرا گذشته بود. عمارتِ کیم مثل یک دژِ ...

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

رمان انتقام ازدواج کامل

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 22عمارت مینهو ـ ساعت ۱۱ شبلونا هنوز...

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟐 ⊹˚₊𐙚🎀💗 ویو آت | تماس تصویری با جیا ...

Custom bride part : ۲

..حقیقت این است کهمحبتِ بیش از حدم،از آدمها یک خودشیفته ساخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط