تابع قوانین جمهوری اسلامی
تابع قوانین جمهوری اسلامی
میخواستم چیزی بگم اما با بی صبری لبهام رو در دهن کشید و شروع به بوسیدنم کرد ، بعد از چند دقیقه از لبهام دل کند و روی تخت کنارم نشست
-توی اون خونه لعنتی داشتی با حرفات داغونم میکردی ، اگه از چشمات حرف دلتو نمیخوندم واقعاً از لجت میرفتم و ازدواج میکردم
خنده ای کردم
+ مگه بچه ای که از سر لج همچین کاری کنی؟
-نمیدونم ، دست خودم نیست وقتی پیشتم دلم میخواد مثل یه بچه رفتار کنم
+احمق..
- خب میخواستم یه چیزی بهت بگم
+بگو
- خب من این چند روز خیلی خسته شدم ، میشه...میشه امشب باهم باشیم ؟
میخواستم قبول کنم اما یکدفعه یاد اون رابطم با یوجون شدم
+هیون...میتونم اول من یه چیزی رو بهت بگم ؟
میخواستم چیزی بگم اما با بی صبری لبهام رو در دهن کشید و شروع به بوسیدنم کرد ، بعد از چند دقیقه از لبهام دل کند و روی تخت کنارم نشست
-توی اون خونه لعنتی داشتی با حرفات داغونم میکردی ، اگه از چشمات حرف دلتو نمیخوندم واقعاً از لجت میرفتم و ازدواج میکردم
خنده ای کردم
+ مگه بچه ای که از سر لج همچین کاری کنی؟
-نمیدونم ، دست خودم نیست وقتی پیشتم دلم میخواد مثل یه بچه رفتار کنم
+احمق..
- خب میخواستم یه چیزی بهت بگم
+بگو
- خب من این چند روز خیلی خسته شدم ، میشه...میشه امشب باهم باشیم ؟
میخواستم قبول کنم اما یکدفعه یاد اون رابطم با یوجون شدم
+هیون...میتونم اول من یه چیزی رو بهت بگم ؟
- ۸.۰k
- ۳۰ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط