چشمکی برمن زدی حالا گرفتارت شدم

چشمکی برمن زدی حالا گرفتارت شدم

زندگیم را گرفتی مست و بی تابت شدم

عاشقم کردی دلم چند بوسه می خواهد زتو

دلربایی کرده ای، دیوانه، حیرانت شدم
دیدگاه ها (۵)

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

وقتی مریض بودی ولی …

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

𝐑𝐮𝐝𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐮𝐭𝐞²یک ماه از شب دعوات با آلبوس گذشته بود.گاهی سعی...

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

#درخواستی_از_لینو#Part۲لینو تو رو روی کاناپه‌ی چرمی سرد اندا...

بَعْضی فِرِشْتِه‌ها یِه رُوز وارِدِ زِنْدِگیِ آدَم می‌شن و ب...

#مافیا_عزیز_من#Part۲۷نور ملایم خورشید از لای پرده‌های اتاق ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط