من اگر معشوقه ی تو بودم

من اگر معشوقه ی تو بودم
صبح ها،
جای باد و باران را تغییر میدادم
فصلِ باران را می آوردم
بالای خانه مان
آن درختِ کاج را بالا میرفتم
و روی بلندترین شاخه اش نامَت را روی ابر مینوشتم
وَ می سرودمَت
من اگر معشوقه ی تو بودم
هزار هزار آیه را برای ستایشَت به زانو می کِشاندم
و نامَت را بر دهانِ خدا می بوسیدم
من اگر معشوقه ی تو بودم
برای آمدنَت سبد سبد شکوفه های بهار نذر می کردم
وَ خنده هایَت را می آویختم
بر دیوارِ خانه مان..
من اگر معشوقه ی تو بودم
هیچ اجباری برای مُردن نبود
دیدگاه ها (۱)

در دورانی که هیچ چیز مانند "مادیات"ارزش ندارد؛"عشق"مزاحمت مح...

چه کنم؟؟؟راهی جز این که مقابل غصه های زندگی ام خودم را به کو...

صبح که می شود لباس های رنگی ات را بپوشبه من پشت نکننگاهم کن....

آدم ها اجازه نمی دهند سوپ شان سرد شود، عجله دارند داغ داغ می...

ما شکوفه می‌زنیم، آره داریم شکوفه می‌زنیم، عزیزمما شکوفه می‌...

ما نمیدونیم بخدا، رسمِ وداع با تو چیه…یعنی واقعا وقت خداحافظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط