ما نمیدونیم بخدا، رسمِ وداع با تو چیه…
ما نمیدونیم بخدا، رسمِ وداع با تو چیه…
یعنی واقعا وقت خداحافظیه...؟😭
اولین برنامه «بدرقه آقای شهید ایران» در جوار حسینیه امام خمینی(ره)
رسم است بین ایرانیها که عزیز از دنیا رفتهشان را، قبل تشییع و خاکسپاری برای خداحافظی آخر به خانهاش میبرند؛ امشب آقای شهید را هم به خانهاش بردند، به خانهای که دیگر نبود، خانهای که خود شهید شده بود... بیت رهبری، نه فقط خانهی او که خانهی ما بود، منزل امید ما؛ خانهخراب شدیم...😭💔😭
بگو چگونه باور کنم... آن قامتی که هر بار دیدنش جان دوباره به دلم میبخشید،
امروز در آغوشِ سردِ تابوت جا شده باشد..؟💔
من هیچ تصوری از آقایِ خوابیده در ذهنم ندارم؛
تصور من از تو همیشه ایستاده است، با صلابت!
مگر تو همان قامتِ برافراشته نبودی؟ من حتی تو را خمیده هم ندیده بودم…
آقا!
برخیز!
مهمان آمده، دشمن نشسته و دارد تماشا میکند؛ مبادا دشمن شاد شویم!
برخیز!
مگر میشود آن قامت رعنا را پشت این حجابِ مرگ پنهان کرد؟
برخیز…
ما هنوز محتاج آن زبانِ بدنِ مقتدرانهایم؛ محتاج صلابتی که در نگاهت بود...
برخیز که عزت این خاک روی شانههای تو ایستاده بود!
نگاه کن…
یتیمانت حالا در بیسرپناهیِ این هیاهو، غریب افتادهاند!
تو کجا رفتهای؟!
مگر نمیدانی یک لبخند تو، تمام رگهای جان ما را دوباره به تپش میانداخت؟
من این «رفتن» را باور ندارم؛ تو اهل رفتن نبودی… 💔.
#پدر_امت #غم #وداع #ایران #رهبر_انقلاب
۱۱ تیر ۴۰۵
باید برخاست🇮🇷
یعنی واقعا وقت خداحافظیه...؟😭
اولین برنامه «بدرقه آقای شهید ایران» در جوار حسینیه امام خمینی(ره)
رسم است بین ایرانیها که عزیز از دنیا رفتهشان را، قبل تشییع و خاکسپاری برای خداحافظی آخر به خانهاش میبرند؛ امشب آقای شهید را هم به خانهاش بردند، به خانهای که دیگر نبود، خانهای که خود شهید شده بود... بیت رهبری، نه فقط خانهی او که خانهی ما بود، منزل امید ما؛ خانهخراب شدیم...😭💔😭
بگو چگونه باور کنم... آن قامتی که هر بار دیدنش جان دوباره به دلم میبخشید،
امروز در آغوشِ سردِ تابوت جا شده باشد..؟💔
من هیچ تصوری از آقایِ خوابیده در ذهنم ندارم؛
تصور من از تو همیشه ایستاده است، با صلابت!
مگر تو همان قامتِ برافراشته نبودی؟ من حتی تو را خمیده هم ندیده بودم…
آقا!
برخیز!
مهمان آمده، دشمن نشسته و دارد تماشا میکند؛ مبادا دشمن شاد شویم!
برخیز!
مگر میشود آن قامت رعنا را پشت این حجابِ مرگ پنهان کرد؟
برخیز…
ما هنوز محتاج آن زبانِ بدنِ مقتدرانهایم؛ محتاج صلابتی که در نگاهت بود...
برخیز که عزت این خاک روی شانههای تو ایستاده بود!
نگاه کن…
یتیمانت حالا در بیسرپناهیِ این هیاهو، غریب افتادهاند!
تو کجا رفتهای؟!
مگر نمیدانی یک لبخند تو، تمام رگهای جان ما را دوباره به تپش میانداخت؟
من این «رفتن» را باور ندارم؛ تو اهل رفتن نبودی… 💔.
#پدر_امت #غم #وداع #ایران #رهبر_انقلاب
۱۱ تیر ۴۰۵
باید برخاست🇮🇷
- ۵.۰k
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط