گریه کن تو میتونی پیش اون نمیمونی

گریه کن تو میتونی پیش اون نمیمونی

اون دیگه رفته بسه تمومش کن

گریه کن ته خطه عشق تو دیگه رفته

تو دلش یکی دیگه نشسته تمومش کن

چشم به راه نشین اینجا میمونی دیگه تنها

گریه نکن دیگه اون نمیاد خونه

دست بکش دیگه از اون طفلکی دل داغون

اون دیگه خوشه فکر نکن حالتو میدونه

تنها میمونی آخه اینو میدونی مثل اون پیدا نمیشه

اشکات میریزه آخه اون واست عزیزه

تـوی قـلـبـته هـمـیـشــه

یادش میوفتی دلت آتیش میگیره

میگی کاش برگرده پیشم

راهی نداری تو باید طاقت بیاری

آخــه مـیـدونـی نـمـیـشــه
دیدگاه ها (۵)

سناریو(درخواستی):وقتی باهاشون قهری و یه مهمونی دعوت شدید و ا...

The Little Witness(شاهد کوچک )Part:4یونا:اره مامانی توروخدا ...

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟰-من میخوام همسره آیندم لیا باشه +چی ¥هوی جونگ کوک میفهم...

رمان تو خود منی

𝑳𝒊𝒌𝒆 𝒂𝒏𝒈𝒆𝒍. Part15+هیون🥺ندارم نمیفهمی متوجه نمیشینمیخوامهیون...

P6جیهوپ:هه جین میشه تو شیرینی خامه ایی بخوری؟؟؟هه جین:اخه خو...

کوک: باشه( ترس )یون یکم شیر خورد یون: مرسی سیر شدمخواهر ته: ...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط