می رم ولی این و بدون

می رم ولی این و بدون
چشم انتظارت می شینم
می رم ولی گریه نکن
نذار از عشقت بمیرم
می رم تو اوج بی کسی
با عکست آروم بگیرم
::
::
خداحافظ ای قصه ی عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن دل
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دل های خسته
دیدگاه ها (۲)

پدرم نیست ...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

فقط به نام شهیدشهید! فقط به نام تو می‏شود سکه پیروزی زد که ب...

عاشقانه های شبنم براامام غریبم

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

نرسه مرگ این رویا ....هر شب که می‌رسه با کوله باری از خستگی ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط