من با تو مینویسم و میخوانم

من با #تو می‌نویسم و می‌خوانم
من با تو راه می‌روم و حرف می‌زنم
وز شوقِ این محال:
_که دستم به دست توست!_
من،جای راه رفتن،
پرواز می‌کنم!



#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۵)

چشم ِ مست ِ تو به غارتگـری اش می نازد به سر ِ گردنه کبک ِ در...

عاﺷﻖ ﻧﺒﻮﺩﯼ ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﺣﺎﻝ ﻭ ﺭﻭﺯﻡ ﺭﺍﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﻋﺸﻘﺖ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﮐﺮﺩ ﯾ...

ما هر دو، در این صبح طربناک بهاریاز خلوت و خاموشی شب، پا به ...

سر سبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟افتادم و بر خاک رسیدم، ت...

سناریو / شوگا

خواب ز چشمانم پریده شبانه هستم بیدارسوی چشمانت دیده شروع کنم...

پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط