میشـه‍ بِخَـنـدی ...؟؟

میشـه‍ بِخَـنـدی ...؟؟
میشـه‍ بُغض‍ نَکُنی‍ ...؟؟
میشـه‍ هِق نَزَنیـ ؟؟
میشـه‍ چشمآتو بِبَنـدی رو تلخیـآ ...؟؟
نِگآ کُن‍ ...
خُدآ اونـ بالآستـ ...
قلبِتـو بهش‍ بده‍ ...
موآظبتـه‍ ...
Ï×ãM×ߪd×gÏŘl ×
دیدگاه ها (۷)

فصل ۲ پارت ۴× هنوز بهش میگی دوست؟ میدونی اگه دو دیقه دیرتر م...

جونگکوکp2سومین:ولی من الان اون چیز مورد علاقم رو بغل کردمجون...

رفیق تو رو خدا به خودت افتخار کن بعضیا هنوز با عرق خوردن روز...

سونگمین از استی خواست که چشماشو ببنده تا اون بتونه یه هدیه ب...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

دوپارتی درخواستی

پارت دویه ساعت بعدجیمین: نامی چرا یونی نیومدنامی: نمی‌دونم و...

رمان سوم پارت بیستم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚.@ویو دازای ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط