جونگکوک

جونگکوک
p2
سومین:ولی من الان اون چیز مورد علاقم رو بغل کردم

جونگکوک:زبون نریز برو میونگ رو صدا کن بیاد*خنده

ویو سومین:برگشتم که برم میونگ رو صدا کنم دیدم یه چیز کوچولو خورد به پام پایین رو نگا کردم دیدم میونگ هس

سومین:مامانی دیگه اینطوری نیای ها کم بود بری زیر پام عزیزم

میونگ:*چپ چپ بهش نگا کرد

سومین:عزیزم چیشده؟؟

میونگ:تو بابای منو دوس داری؟؟*اخم

سومین:خب اره معلومه خوشگلم

میونگ:ولی اون بابای منههه*داد

سومین:ولی عزیزم من مادرتم

میونگ:بابا*بغض

جونگکوک:*برگشت جون بابا

میونگ:نگا کن مامانم اذیتم میکنه تو فقط برا منییی*گریه

جونگکوک:*ضربه ارومی به بازوی سومین زد
نگا دختر بابا زدمش *میونگ رو بغلش گرفت

جونگکوک:حالا بیا بریم پنکیک بخوری

میونگ:بابایی تو فقط مال منی؟؟*بغض

جونگکوک:معلومه خوشگلم
ولی اگه همینجوری منو گشنه نگه داری همین حا میذارمت لای لقمه میخورمتتت*خنده

میونگ:*خنده
ولی من به این خوشگلی رو دلت میاد بخوری

جونگکوک:*با چشم به سومین اشاره کرد بیاد پای میز بشینه

*در حال صبحونه خوردن

جونگکوک:*لقمه رو گرفت گرفت سمت سومین

ویو سومین:میخواستم لقمه رو از دستش بگیرم که یهو....
دیدگاه ها (۲)

یه سناریو می‌خوام در مورد این که وقتی زنشونیم خب بعد یه دختر...

p2یجی:مهم نیس شما برو پیش دخترتتهیونگ:*تو بغلم محکم فشارش دا...

پارت. ۲۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط