مدرسه که میرفتیم ، 

مدرسه که میرفتیم ، 
هربار که دفتر مشقمون رو جا میذاشتیم
معلم مون میگفت
"مواظب باش خودتو جا نذاری ! "
و ما میخندیدیم و فکر میکردیم نمیشه خودمونو جا بذاریم!
بزرگ که شدیم بارها و بارها یه قسمت از خودمون رو جا گذاشتیم.
توی یه کافه
توی یه خیابون
توی یه خاطره ...
دیدگاه ها (۸)

‏مدرسه كه ميرفتيم، هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيممعلممو...

زمستون برا من با نوبرونه‌‌ی نارنگی‌های سبز و بوی تندش شروع م...

I can be myself with himPart¹⁰²رفتم روی تختم و به میا زنگ زد...

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³پانزده سال بعد...رینا ب...

~🐿️💬 | صحبت‌های پایانی هوسوک در چهارمین کنسرت لس‌آنج*لسهوسوک...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 46[ویو آرا]فردا...

Enemys Embrsce [ part ۳۴ ]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط