من اندر خود نمییابم که روی از دوست برتابم

من اندر خود نمی‌یابم که روی از دوست برتابم
بدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پایابم

#تنم فرسود و #عقلم رفت و #عشقم همچنان باقی
و گر جانم دریغ آید نه مشتاقم که کذابم...

#سعدی #25
دیدگاه ها (۱)

۸۵۲صبر از همه چیز و هر که عالمکردیم و صبوری از تو نتوانپایان...

سال ها بعد#قهرمان فیلم کسی نیستکه شهر را از دست هیولای غول پ...

هزار صبح برآید  همان نخستینی...#سعدی

- Make a wish..+ You...

در خیالات  محالم چون   که  دیدارت  کنمدر وجودت  نازنین ، عشق...

درمانگر عشق. پارت۷۳

خب خب🪼 ، یک‌سری متن هایی نوشته شد تو این پست ( https://wisgo...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط