روز که حالم را می پرسی اشک در چشمانم حلقه می زند و با بغض

روز که حالم را می پرسی اشک در چشمانم حلقه می زند و با بغضی در گلو، برایت از خوب بودن می نویسم نمی دانم این همه دروغ مرا به کدام طبقه از جهنم می کشاند...

.

خیالت راحت، دیگر اشکی نیست که به بالینت بریزد و احساس را شکوفا کند تنها بغضیست که فرو رفتنش حسرت در چشمانم می تازد . . .

.

این دلم گاهی بیهوده بغض می کند گوشه کنارخاطره هایش عکس خودم را می بینم بفهمی نفهمی دلم خیس می شود آرام گریه ام می گیرد...

.

چه حرف بی ربطیست که "مــــرد" گریه نمی کند گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید "مــــرد" باشی تا بتوانــــی گریه کنــــی

.

باران که می بارد دلم برایت تنگ تر می شود راه می افتم بدون چتر من بغض میکنم، آسمان گریه .
دیدگاه ها (۳۰)

.یاد نبودنت که می افتم دلم گریه می خواهد گریه ای از ته دل تا...

عاشقانه های شبنم

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

پروانه جان

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط