کافه چی !!

کافه چی !!
قهوه ام را شیرین کن ؛

آن روز که تلخ میخوردم ؛

روزگارم شیرین بود
دیدگاه ها (۲)

قهوه

و چه شیرین بود تمام آن روز هایی که پایانشان انقدر تلخ گذشت (...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۴ یه روز عصر بارون شدید گرفت. کا...

خودت را ببر به یک کافهو خودت را قهوه مهمان کنو کمی با خودت ب...

نام رمان: درسایه ی پناهگاه شیرینپارت ۸:پناهگاه شیرینیک سال ب...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

♥️♥️محبوب من!شما آرامش پس از شنیدن موسیقی بی کلامید استشمام ...

قسمت اول: اولین جرقهمکان: کافه‌ای دنج و بارانی در سئول، درست...

𝖕𝖆𝖗𝖙۲۳از آن شب، همه چیز عوض شد.روزها، لیسا همان محافظ سرد بو...

بشین کنارم...برایت قهوه های تلخ و حرفهای شیرین دارم من هستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط