part ¹¹
part ¹¹
ویو جیمین
داشتم همینطوری با کوک حرف میزدم که دیدم دکتر اومد سریع گوشی رو قط کردم و رفتم پیش دکتر
جیمین : آقای دکتر حالم ا.ت چطوره
دکتر : گفتید نسبت تون با ایشون چی هست
جیمین : عاممممم خب خب همسرن هست
دکتر : خب حال ایشون خوب هست ضربه ی محکمی به سرشون نخورده هر وقت سِرم شون تموم شد مرخص میشن
جیمین : خیلی ممنون آقای دکتر و اینکه میتونم ببینم شون
دکتر : بله. بلا دور باشه
جیمین : ممنون
دکتر رفت و جیمین رفت داخل اتاق ا.ت همینجوری نشسته بود و به یک جایی خیره شده بود که با صدای جیمین به خودش اومد
جیمین : حالت خوبه
ا.ت : آره خوبم ممنون عاممممم خب ببخشید روزتون رو خراب کردم (کیوت)
جیمین : این چه حرفی هست راستی سِرمت تموم شده؟
ا.ت : آره الان تموم شد
جیمین : خب من برم بگن بیان سِرمت رو عوض کنن و کار های ترخیص رو انجام بدم
ا.ت : باش
جیمین رفت و پرستار اومد و سِرم ا.ت رو باز کرد که بعد چند دقیقه جیمین اومد
جیمین : خب آماده ای بریم
ا.ت : آره ولی موهای تو خیسه اگر بهش باد بخوره سرما میخوری
جیمین : آه ولش کن بریم
ا.ت : ولی
که جیمین برگشت و دست ا.ت رو گرفت و چسبوند به دیوار و گفت
جیمین : ببین بهت رو دادم پرو شدی فکر کردی هستی هوم خانم کوچولو
که ا.ت دستش رو از دست جیمین کشید بیرون و جیمین رفت ا.ت هم پشتش راه افتاد و سوار ماشین شدن توی ماشین هیچ حرفی بین شون رد و بدل نشد و بعد از یک ساعت رسیدن
ویو یوری
از خواب بیدار شدم سردرد وحشتناکی داشتم و از روی تخت بلد شدم رفتم پایین که یک دفعه همه اتفاق های امروز یادم اومد که باعث شد با سرعت نوه برم پایین رفتم پایین دیدم همه اعضا نشسته ان جز ا.ت و جیمین که داد زدم
یوری : ا.ت کجاس (گریه و داد)
که کوک از روی مبل بلند شد و سمت من اومد
کوک : هیش ساکت حالشون خوبه الان میان
یوری : نمیخوام منو ببر میشه ا.ت جونگ کوکا
که همون موقع صدا در اومد
(نکته : جیمین دکتر خصوصی داره دلی چون دکترش رفته مسافرت بهش زنگ نزد و رف بیمارستان و داخل بیمارستان ماسک داشت)
سلام اینم از پارت ۱۱ امیدوارم خوشتون بیاد واقعا منو ببخشید که دیر به دیر میزارم واقعا کار دارم و درس لطفا درک کنید ممنون و حتما لایک کن و اگر نه حلالت نمیکنم
تا پارت بعد بای بای 💞
#فیک
#سناریو
#کیمنامجون #کیمسوکجین #مینیونگی #جانگهوسوک #پارکجیمین #کیمتهیونگ #جئونجونگکوک #بیتیاس
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
ویو جیمین
داشتم همینطوری با کوک حرف میزدم که دیدم دکتر اومد سریع گوشی رو قط کردم و رفتم پیش دکتر
جیمین : آقای دکتر حالم ا.ت چطوره
دکتر : گفتید نسبت تون با ایشون چی هست
جیمین : عاممممم خب خب همسرن هست
دکتر : خب حال ایشون خوب هست ضربه ی محکمی به سرشون نخورده هر وقت سِرم شون تموم شد مرخص میشن
جیمین : خیلی ممنون آقای دکتر و اینکه میتونم ببینم شون
دکتر : بله. بلا دور باشه
جیمین : ممنون
دکتر رفت و جیمین رفت داخل اتاق ا.ت همینجوری نشسته بود و به یک جایی خیره شده بود که با صدای جیمین به خودش اومد
جیمین : حالت خوبه
ا.ت : آره خوبم ممنون عاممممم خب ببخشید روزتون رو خراب کردم (کیوت)
جیمین : این چه حرفی هست راستی سِرمت تموم شده؟
ا.ت : آره الان تموم شد
جیمین : خب من برم بگن بیان سِرمت رو عوض کنن و کار های ترخیص رو انجام بدم
ا.ت : باش
جیمین رفت و پرستار اومد و سِرم ا.ت رو باز کرد که بعد چند دقیقه جیمین اومد
جیمین : خب آماده ای بریم
ا.ت : آره ولی موهای تو خیسه اگر بهش باد بخوره سرما میخوری
جیمین : آه ولش کن بریم
ا.ت : ولی
که جیمین برگشت و دست ا.ت رو گرفت و چسبوند به دیوار و گفت
جیمین : ببین بهت رو دادم پرو شدی فکر کردی هستی هوم خانم کوچولو
که ا.ت دستش رو از دست جیمین کشید بیرون و جیمین رفت ا.ت هم پشتش راه افتاد و سوار ماشین شدن توی ماشین هیچ حرفی بین شون رد و بدل نشد و بعد از یک ساعت رسیدن
ویو یوری
از خواب بیدار شدم سردرد وحشتناکی داشتم و از روی تخت بلد شدم رفتم پایین که یک دفعه همه اتفاق های امروز یادم اومد که باعث شد با سرعت نوه برم پایین رفتم پایین دیدم همه اعضا نشسته ان جز ا.ت و جیمین که داد زدم
یوری : ا.ت کجاس (گریه و داد)
که کوک از روی مبل بلند شد و سمت من اومد
کوک : هیش ساکت حالشون خوبه الان میان
یوری : نمیخوام منو ببر میشه ا.ت جونگ کوکا
که همون موقع صدا در اومد
(نکته : جیمین دکتر خصوصی داره دلی چون دکترش رفته مسافرت بهش زنگ نزد و رف بیمارستان و داخل بیمارستان ماسک داشت)
سلام اینم از پارت ۱۱ امیدوارم خوشتون بیاد واقعا منو ببخشید که دیر به دیر میزارم واقعا کار دارم و درس لطفا درک کنید ممنون و حتما لایک کن و اگر نه حلالت نمیکنم
تا پارت بعد بای بای 💞
#فیک
#سناریو
#کیمنامجون #کیمسوکجین #مینیونگی #جانگهوسوک #پارکجیمین #کیمتهیونگ #جئونجونگکوک #بیتیاس
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
- ۱۷.۶k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط