نمی‌دانم چیستی !

نمی‌دانم چیستی !

 

آن‌قدر می‌دانم که


هرگاه واژگان به تو رسیدند مبهم شدند


و هرگز نتوانستند تو را به من برسانند.


چگونه می‌توانم ترجمانی از تو داشته باشم ؟


هنگامی که در وهم و خیال هم نمی‌‌گنجی.


به هر کجا که می‌رسم، رد پایی از تو باقیست...


شاید روی زمین نباشد


اما در دلم هست...
دیدگاه ها (۱)

♡♡♡

❥❥❥ ♥ ❥❥❥

!!!!!!!!!!!!!!★

❥❥❥ ❥❥❥

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

نمی‌دانم این را برای چه کسی می‌نویسم ؛ شاید برای کسی که هیچ‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط