طرف دلتنگ همیشه ما بودیم...

طرف دلتنگ همیشه ما بودیم...
تابوده همین بوده.من دلم تنگ میشد
یه کاغذمیذاشتم جلوم از اسمش سیاه میکردم
توهمین سیاه کردنایه چند قطره اشکم میچکید
همیشه هم کاغذه رو تیکه تیکه میکردم ک کسی نیبینه
هی باخودم میگفتم زنگ بزنم ؟پیام بدم؟خبر بگیرم؟
همش دنبال بهونه بودم واسه دیدنش
اونقد تو فکرم قدم زد و حواسم بهش معطوف شد
که دیگه هیچکس و هیچ چیزو نمیدیدم
ی جورایی کور و کر شده بودم
تا اینکه بی خداحافظی رفت
میدونم برمیگرده ها ...ولی این همه ناراحتیه من دیگه از بین نمیره..
حتی اگ توجیه کنه و دلیل منطقی هم داشته باشه و عقلم قبولش کنه میدونم ک دلم نمیتونه...
نه بخاطر حداحافظی نکردنااااا
بخاطر اون همه دلتنگی ک من کشیدمو یک هزارمشم تو وجود اون دیده نمیشد
غرور دلم پیش خودم خورد شد
دیدگاه ها (۵)

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

My Vampire Mate Season 2 part : ۸۹

free from the court (p8)

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁷ : پارت ...

سکوت پیست²Part:⁵با دیدن مرد ترسناک و سیاه پوشی پاهام سست شد ...

رمان تهیونگ

مافیای من

الماس زیبای من part⁵ویو کوک:- توی جلسه همش به فکر دخترم بودم...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۲هنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط