یکی دو روزیه که چشمات به آفتاب

یکی دو روزیه که چشمات به آفتاب
باز شدن ، حالا دیگه شروع داستان توئه
مادر و پدرت مثل پاسدار
دیگه دور و بر تو ان و چشم به آسمان
به خــــدا
میگن اینو که بچه سالمه
تو دورش کن از هرچی ظالمه
گریه میکنی میدونم من شیر بهونه ست
اشک تو واسه ورود به این زمونه ست
دیدگاه ها (۱)

#ارباب‌سنگدل #پارت_4ا.ت ترسیده گفت : نه اشتباهی شده من کاری ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p17ویو ات داشتم با نگاه...

ابلیس

★彡   Part 60 彡★ "میدونستم دیر یا زود اینو باید بهت بگم. ببین...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁰ ( Final )سه روز بعد__...

شب التیام.

عاشقانه های شبنم

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

بیو از من {هیون} 😺  ؟!من هیونم و ریل نیمم ((نفسه))🍓متولد ²⁵'...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط